بیکار بودم اومدم وبلاگ زدم ۲


مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

ما ایرانیا !

مهمترین کارمان در اول هر ماه صف کشیدن جلوی عابر بانکها برای گرفتن حق السکوت ماهانه است.
چون می ترسیم اگر اول ماه پول را برداشت نکنیم مثل سهمیه بنزین می سوزد!

یک ساعت در ترافیک بزرگراه همت معطل می شویم و ککمان نمی گزد ولی سر تقاطع به اندازه ده ثانیه نمی توانیم منتظر عبور ماشین روبرویی باشیم.

آنقدر راحت طلب و بی ارداه ایم که مشتری اول محصولاتی مانند قرص لاغری، کفش افزایش قد، شربت ترک اعتیاد، داروی افزایش میل جنسی و... در دنیائیم.

وقتی در ایستگاه صادقیه می خواهیم سوار قطار شهری بشویم مثل زمانی که در مهدکودک بازی صندلی می کردیم چنان به سوی قطار هجوم می بریم که متوجه پیرمرد بغل دستی که عینکش افتاد و شکست نمی شویم.

به محض رد کردن خروجی مورد نظر در اتوبان جفت پا روی ترمز می رویم و با اعتماد به نفس کامل دنده عقب می گیریم.

برای بچه خردسالمان هر روز چیپس و پفک و نوشابه می خریم ولی نمی دانیم آخرین بار کی یک لیوان شیر خورده است.

فاصله ظرف جمع آوری زباله تا در خانه مان 50 متر است ولی ترجیح می دهیم کیسه را همان روبروی خانه داخل بوته های کنار پیاده رو پرت کنیم.

پشت شیشه ماشین می نویسیم "میروم تا انتقام مادرم زهرا بگیرم" ولی ناموس مردم در کوچه و خیابان از دستمان در امان نیستند.

در تاکسی مکالمات تلفنی خود را با صدایی کاملا رسا انجام می دهیم بدون اینکه متوجه باشیم تاکسی حریم خصوصی افراد نیست و حقوق دیگران را نباید تضییع کرد.

در ترافیک سر چهارراه با دیدن پسر بچه ای دوره گرد محبتمان گل می کند و یک هزاری به او می دهیم و او بی آنکه بخواهد تا شب پول مواد مخدر پدرش را جور می کند.

آخرین باری که کتابی را ورق زده ایم مربوط به سالها پیش می شود.

حاضریم به هر قیمتی ولو ثبت نام در دانشگاه مجازی دوقوزآباد سفلی مدرک بگیریم و میلیونها خرج کنیم ولی بعد از فارغ التحصیلی تنها چیزی که به دردمان نمی خورد همان مدرک است.

برای اینکه وارد محدوده طرح بشویم روی پلاک ماشین لنگ خیس می اندازیم تا دوربین شماره پلاک را ثبت نکند.

یک شب را بدون ماهواره نمی توانیم سر کنیم ولی شبهای متعدد بدون اینکه چند دقیقه ای با همسر خود گفتگو کنیم می خوابیم.

برای ماشین پنج میلیونی که اقساطی خریده ایم، سه میلیون لوازم اضافی وصل می کنیم ولی پول رفتن به دندانپزشک برای معالجه دندان خرابمان را نداریم.


برای سه روز تعطیلی صندوق ماشین و باربند را تا خرخره پر می کنیم و با شش نفر راهی شمال می شویم و از سه روز تعطیلی را دو روز در ترافیک جاده چالوس و هراز و فیرزوکوه می مانیم. ولی نمی دانیم دریاچه گهر کجاست!

روز آشتی با طبیعت (13 فروردین) چنان بلایی به سر طبیعت می آوریم که تا یکسال خودش را پیدا نمی کند.

آب را بر روی دومین دریاچه شور جهان(اورمو گلی) بسته اند و با این کار، آذربایجان و جان 13 میلیون انسان را به خطر انداخته اند(بمب نمک) و ما هنوز منتظریم تا ببینیم فردا چی می شه. معلوم نیست...؟!!!!!؟

عروسی مختلط میگیریم و توش مشروب سرو میکنیم ولی نمیدونم چرا اصرار عجیبی داریم که عروسی تو یکی از شبهای میعاد ائمه برگزار شه!!!

حاضر نیستیم دو دقیقه زمانمون رو صرف کنیم و این ایمیل رو برای بقیه ایرانی ها هم بفرستیم!

وای از دست ما ایرانیا!!!

هواشناسی

اعضای قبیله سرخ پوستان از رییس جدید می پرسند :
آیا زمستان سختی در پیش است ؟
رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت ، جواب میده : برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید.
بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه :
آقا امسال زمستون سردی در پیشه ؟
پاسخ : اینطور به نظر میاد !
پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن بشه ، یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه : شما نظر قبلی تون رو تایید می کنید ؟

پاسخ : صد در صد !
رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر صرف کنند. بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه :
آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه ؟
پاسخ : بگذار اینطوری بگم ؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر !
رییس قبیله : از کجا می دونید ؟
پاسخ : چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن !

خوبی

شاید دیگران خوبی های تورا فراموش کنن ،
اما تو خوب بودن رو فراموش نکن..

سیاه یا سفید ؟!

یه خبرنگاری با یه چوپان مصاحبه میکنه
خبرنگارمیپرسه : گوسفندات چی میخورن؟
چوپان میگه سفیدا یا سیاها؟
خ میگه: سیاها
چ میگه: علف
خ میگه:وسفیدا
چ میگه: اونا هم علف
خ میپرسه : شب اونا رو کجا نگه میداری؟
چ میگه:سفیدا یا سیاها
خ میگه:سفیدا
چ میگه: تو یه خونه ی بزرگ
خ میگه: وسیاها
چ میگه : اونا رو هم توهمون خونه ی بزرگ
خ میپرسه:وقتی بخوای تمیزشون کنی چطوریاینکارومیک نی؟
چ میگه: سفیدا یاسیاها
خ میگه: سیاها :-o
چ میگه : باآب اونا رو میشورم
خ میگه:وسفیدا؟
چ میگه: اونارو هم باآب میشورم
خبرنگاره عصبانی میشه به چوپانه میگه:توچرا اینقد نژادپرستی میکنی هی میگی سفیدیاسیاه:@
چوپانه میگه:آخه سفیدا مال منن
خبرنگارمیگه :وسیاها ؟
چوپانه میگه :اوناهم مال منن....

سادگی ایام کودکی

چه ساده بودم آن هنگام که می پنداشتم ترکیدن باد کنک آبی من ناگوارترین حادثه ی عالم است

بهانه های شیرازی:


حالو روز شنبه ای
حالو اول صبحی
حالو سر ظهری
حالو آخر شبی
حالو روز تعطیلی
حالو روز قتلی
حالو ماه رمضونی
حالو ماه محرمی
حالو تو ای گرموو
حالو تو ای سرموو
حالو ولش کن
حالو بیزو بری،بعد
حالو بیزو بییوی،بعد

اگر گنجشک بر سرت فضله کرد خدا را شکر کن که گاو ها پرواز نمیکنند
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>